در نشست « بررسی وضعیت فاصله طبقاتی پس از انقلاب» عنوان شد؛

جریان چپ در ایران بیشتر از آنکه اقتصادی باشد دینی است/ با شعار حرکت می کنیم اما در عمل آبا آن فاصله داریم

به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه نشست « بررسی وضعیت فاصله طبقاتی پس از انقلاب» با حضور حسین میرزایی، عباس خورشیدنام و میثم مهدیار از اساتید دانشگاه برگزار شد.

به گزارش دانشجو خبر، نشست «بررسی وضعیت فاصله طبقاتی پس از انقلاب»در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با حضور حسین میرزایی، عباس خورشیدنام و میثم مهدیار به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستق دانشگاه علامه طباطبایی برگزار گردید.

خودشیفتگی ما باعث انفعال ما شده است
عباس خورشیدنام با بررسی نقش توسعه در فاصله طبقاتی گفت: یکی از پیامدهای مهم توسعه منفعل شدن جامعه است. دقیقا بر اساس دستاوردهای توسعه. بطور مثال بیشتر شدن نرخ شهرنشینی، بیشتر شدن نرخ سوادآموزی، استفاده بیشتر از وسایل ارتباط جمعی و یا مسائلی از این قبیل که در فرایند توسعه اتفاق می افتد مثبت است و دستاورد توسعه محسوب میشود، می تواند حجمی از مطالبات و حجمی از آگاهی ها را ایجاد کند که به راحتی قابل برآورده شدن نیستند. در نتیجه ما هرچه قدر از این منظر ما توسعه یافته تر می شویم احتمال اینکه نارضایتی بیشتری داشته باشیم هم بیشتر می شود.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: ما تصور می کنیم که توسعه برای کسانی که حذف می شوند و یا به دلیل فاصله طبقاتی فقیر محسوب می شوند نارضایتی به همراه دارد.اما تحقیقات نشان داده که ثروتمندان هم در این وضعیت می توانند ناراضی باشند. نتیجه آنکه کسانی که از مواهب توسعه بهره مند می شوند می توانند به انسان های تک افتاده و منزوی تبدیل شوند.  به واسطه این برابری، ابتکار عمل از جامعه گرفته می شود، انسان ها از آن زیست جهان قبلی کنده می شوند و به واسطه نظام های اداری و بروکراتیک به برابری می رسند.  لذا توسعه به دستاورد هایی می رسد اما به قیمت تضعیف مراجع اقتدار در جامعه و به قیمت تضعیف هم بستگی در جامعه.

خورشیدنام یادآور شد: به نظر من بخش مهمی از نارضایتی که ما الان در حوزه فاصله طبقاتی و تبعیض می بینیم به این شکل بوجود آمده است. بر اساس پیمایش هایی که انجام شده به نظر می رسد که ما ایرانی ها در حال حاضر از هم احساس فاصله می‌کنیم احساس می کنیم که بین ما و جامعه مان نسبتی وجود ندارد و نمی توانیم با هم رابطه سازنده و خوبی داشته باشیم. این به شدت در ما احساس ناکامی ایجاد می کند. و احساس نارضایتی و فاصله طبقاتی را در ما تعمیق می کند.  البته منکر بعد اقتصادی آن نیستم اما این بعد مغفول مانده ای است.

خورشیدنام تصریح کرد: زندگی دانشجویی را در نظر بگیرید. ما کنکور می دهیم، رتبه خوبی می آوریم، از یک شهر کوچکتر به یک شهر بزرگتر می رویم و عملاً تحرک اجتماعی را تجربه می کنیم. و تصور می کنیم که فضای خوابگاهی که یک فضای کاملا برابر است، چقدر می تواند ما را دچار احساس دلزدگی بکند. این دستاوردی است که ما را دچار افسردگی می کند. ما در جامعه از این رابطه دیالکتیکی امید و ناامیدی خیلی آگاه نیستیم. علی رغم دستاورد هایی که داریم، راضی نیستیم و تصور می کنیم که این وسط دیگرانی هستند که مقصر اند. دیگری ای که اخلاق ندارد، دین ندارد، نمی فهمد. ما همیشه در حال متهم کردن دیگران هستیم. و یکی از متهمان همیشگی البته دولت است. می خواهم بگویم دولت متهم نیست. دولت قطعا ناکارمد است ولی این اقتصاد روانی که ما داریم بر اساس آن مدام دیگران را متهم می کنیم. مهم است بدانیم از چه جایگاهی دولت را نقد می کنیم. 

خورشیدنام اظهار داشت: موضعی که ما در مقابل دولت داریم همین است. “دولت فاسد است”،” دولت ناکارآمد است” و … و دقیقا ما از همین ها انتظار داریم که کاری برای ما بکند. این رابطه ی دوپهلویی که ما با دولت داریم -ناتوان می دانیمش و در عین حال توانا می دانیمش که “تو باید کاری بکنی”- مصداقی از همین فرهنگ شکوه و گلایه است. رابطه ای که کاملا مبتنی بر بیگانگی ما از دیگری است و در عین حال به آن دیگری وابستگی داریم( رابطه پارادوکسیکال) .

وی گفت: هر وقت بنا داشتیم سیستم را نقد کنیم باید به یاد داشته باشیم “ما” محصول همین سیستم هستیم. بنابراین نواقصی که سعی داریم در سیستم نقد کنیم اول باید نقص را در خودمان بشناسیم. و تا زمانی که این که ما خودمان بخشی از سیستم معیوب هستیم را مفروض نگیریم و نقد کنیم دچار خودشیفتگی و انزوا خواهیم ماند و هیچ راهی برای حل فاصله طبقاتی نخواهیم یافت.

میرزایی: با شعار حرکت می کنیم اما در عمل آبا آن فاصله داریم
حسین میرزایی استاد دانشگاه علامه طباطبایی هم در این مراسم گفت: مسئله رفع تبعیض و استقرار عدالت اجتماعی یکی از مباحثی است که در همه جوامع، اعم از جوامعی که نگاه های لیبرال دارند، نگاه کمونیستی دارند و یا هر مسلک دیگری که در آنها جریان دارد، عدالت مسئله ای است که صاحب نظران آن جامعه در مورد آن نظریه هایی را ارائه می دهند.

وی افزود:قبل از انقلاب سیستم یک طبقه را مشروع می‌دانست که حق دارد به صورت تبعیض آمیز از رانت و ثروت برخوردار باشد و اتفاقا تفاوتی که نسبت به الان هست این است که با اینکه اکنون نیز تبعیض وجود دارد، قبل از انقلاب این تبعیض مشروعیت داشت و پذیرفته شده بود. الان این مشروعیت وجود ندارد. الان مسئولی نمی تواند افتخار بکند که پولدار است (هرچند که واقعا پولدار است) و حتی گاهی مجبور است پنهان کند (که پنهان هم می شود).

وی افزود: در زمان آقای بازرگان یک جمله معروف است و آن فرمان “انقلاب بس” است. یعنی ما انقلاب کرده ایم و شاه رفت و ما می‌خواهیم جمهوری برقرار کنیم و سیستم دموکراتیک می‌شود و دیگر باید از یک سری فعالیت‌های انقلابی جلوگیری کرد. یعنی در واقع همان چیزی که قبل از انقلاب وجود داشته به شکل دیگر و فرم متفاوت ادامه دهیم. حتی در دولت آقای احمدی نژاد که به ظاهر شاید انقلابی تر به نظر می آمد هم این اهداف را پیش می بردند.

این استاد دانشگاه گفت: یکی از هشدارهایی که به کشور های انقلابی داده می شود همین است. از مشکلات امروز ما همین است که ما با شعار ها حرکت می کنیم اما در عمل با آن فاصله داریم. از میان گروه هایی که نمی خواهد فرمان انقلاب بس را اجرا کند گروه های دانشجویی هستند. از اهداف و وظایف ما در دانشگاه مطالبه گری است در مورد تبعیض و رانتی که وجود دارد و خیلی وقت ها به اسم انقلاب و به اسم دین انجام می شود، حداقل افشاگری داشته باشیم.

میرزایی اضافه کرد: ما از سویی یک تصور از پدیده اجتماعی داریم و از سوی دیگر یک واقعیت اجتماعی. ممکن است شما وضع مالی خوبی داشته اما تصور فقر داشته باشید. امروز نسبت به قبل از انقلاب در حوزه فاصله طبقاتی رشد داشته ایم. ولی آن تصوری که جامعه از تبعیض دارد درک می کند با واقعیت اجتماعی متفاوت است. ک تصوری از تبعیض و عدالت اجتماعی داریم و یک واقعیتی از تبعیض و عدالت اجتماعی وجود دارد.

فقر و محرومیت بعد از انقلاب در بسیاری از جنبه‌ها کمتر شده است
میثم مهدیار دکترای جامعه‌شناسی و مدرس دانشگاه هم در این نشست اظهار داشت: از آنجایی که ما در حوزه فاصله طبقاتی ادبیاتی تولید نکرده ایم و آمار و ارقام هم در کشور ما خیلی پایه های درستی ندارد نمی شود ارزیابی دقیقی از کاهش یا افزایش فاصله طبقاتی قبل و بعد از انقلاب داشت. اگرچه یک احساس کلی می توانیم داشته باشیم که فقر و محرومیت در بسیاری از جنبه ها کمتر شده، اما می بینیم که این روزها احساس تبعیض و احساس نابرابری و فاصله طبقاتی هست.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: توسعه به لحاظ ذهنی و روانی نابرابری ایجاد می کند و این در جامعه ی ما هم خود را نشان می دهد ولی مسئله این است که چرا چنین توسعه ای شکل گرفته و چه اتفاقی افتاده که ما چنین درکی از توسعه پیدا کرده ایم. توسعه ای ناپایدار، متمرکز و غیرملّی شکل گرفته و سهم هر کدام از این جریانات فکری در شکل گیری آن چیست. از منظر اقتصاد سیاسی می توان گفت آن چیزی که این توسعه را شکل داده، شکل گیری یک «طبقه یِ اجتماعیِ رانتیِ واردات چیِ غیرمولد» بوده است.

وی تاکید کرد: اگر بخواهیم جریان اول را توضیح بدهیم باید بگوییم این جریان را گروه های مختلف به اسامی مختلفی مورد اشاره قرار می دهند. مثلا در ادبیات چپ کشور ما با عنوان مسئله نئولیبرالیسم طرح می شود. مثلا بحث هایی که دکتر اباذری در طرح مبحث مکتب نیاوران داشتند. این مکتب نیاوران که دکتر اباذری تصویر می کنند ابهاماتی را ایجاد می کند. ما نمی توانیم مکتب نیاوران را یک جریان نئولیبرالی بدانیم. چرا که نئولیبرالیسم در کشور ما به آن معنایی که هاروی و دیگر متاخران طرح می کنند، وجود ندارد.

مهدیار افزود: مسئله اول این است که این طبقه اجتماعی را نمی توانیم با واژه نئولیبرالیسم صورتبندی کنیم. نهایتا می توانیم بگوئیم ما اینجا یک «نئولیبرالیسم ِ وطنی» یا «نئولیبرالیسم نفتیِ رانتی» داریم.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: جریان دوم جریان اسلام گراست. شکل گیری چنین طبقه ای با الهیاتِ مستقر و الهیاتِ رسمی پیوند دارد. این جریان به دنبال آن است که مسائل انقلاب را با حل مسائل معرفت شناختی پیش ببرد. در این دهه که سیاست های خاص آقای هاشمی شروع می‌شود، در میان روشنفکران دینی ما و علمایی که دغدغه دینی دارند دعوا سر این است که راه های رسیدن به خدا یکی است یا چند تا! دولت در عرصه ی اجتماعی، سیاست تعدیل اقتصادی و سیاست های توسعه ناپایدار را پیش می برد و سوی دیگر جریانات روشنفکری درگیر بحث هایی هستند که اصلا مرتبط با وضعیت نیست. و جریان سوم، جریان چپ.

وی گفت: مسئله جریان چپ در ایران بیشتر از آنکه اقتصاد باشد دینی است. مسئله اش مسئله نابرابری نیست، مسئله اش جمهوری اسلامی است. ما چپی داریم که راهنمای چپ میزنه و به راست می پیچد. چپی برای ما ادعای مبارزاتی می کند که یک پای آن رادیو فرداست و یک پایش در کاخ سفید است. این چپ خودش یکی از عوامل اصلی خسارت هایی است که به کارگران ما و به نیروی کار ما وارد شده است. چون به جای آنکه مطالبات نیروی کار را به صورت جدی و درون بود پیگیری کند و اصلاح بکند سریع آن را به یک مسئله سیاسی تبدیل می‌کند و از طرفی حاکمیت هم به خاطر سابقه تاریخی که در دهه شصت درگرفته سریع مقابله به مثل کرده و مسئله امنیتی می شود. تنها چیزی که بین حاکمیت و جریانات رسانه چپ قربانی می شود خودِ کارگر است.

مهدیار یادآور شد: تا وقتی به عینیت تاریخی و اجتماعی خودمان برنگردیم و به توسعه پایداری که برآمده از بومِ ما باشد نرسیم و تا وقتی امکانات و پتانسیل های فرهنگی که بومِ ما برای ما فراهم کرده استفاده نکنیم، نمی توانیم به تصویر صحیحی از توسعه دست پیدا کنیم.

وی گفت: تنها توسعه و تنها صنعتی می تواند در جامعه ی ما بصورت پایداری شکل بگیرد که مبتنی بر سنت ما باشد. نه اینکه دقیقا همان باشد، بلکه استفاده از پتانسیل ها و ظرفیت های آن و باز تولید آن می تواند باشد.

 

انتهای پیام/*

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *